محمد مهريار
602
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
قدمت محل است . واژهشناسى : اين نامواژه كه خود قدمت خود را داد مىزند بسيار شبيه است به واژهء كهرم ( جهرم ) و بسيارى واژههاى ديگرى كه از اين دست در سرتاسر ايران وجود دارد . « 1 » نامواژهء كرزم از دو جزء « كر + زم » تركيب يافته است . جزء نخست صورتى ديگر از « كر » به معناى قنات است ، ( كرسنگ ) قنات سنگى و خود واژهء « كر » تخفيفيافتهء « كهريز » است و نواحى بسيارى در ايران كه با « كر » آغاز مىشود مثل كرچگان ، كرسگان و بسيارى ديگر همه نشان نامبردارى محل با قنات است . و در معناى اوسع با آب . و جزء دوم « زم » و يا « رم » همان است كه در جهرم هم داريم و پسوندى است با نشانهاى از زمين همچنانكه در سميرم « 2 » و شميرم داريم و در اين صورت پسوند « زم » ، پسوند اتصاف و نسبت است يعنى زمينى كه قنات دارد و يا به تعبيرى قنات خوب دارد . بايد توجه داشت كه پسوند « رم » ( به ضم اول ) به همين صورت « زم » ( با « ز » منقوط و باز هم به ضم اول ) در مىآيد ولى تغيير معنا پيدا نمىكند . در كتب مؤلفين قديم مثل ابن خردادبه و ابن بلخى و اصطخرى ( استخرى ) ديده شد كه آن را هم با « ز » منقوط و هم با « ر » معجمه آوردهاند و به معناى قبيله ، محل و مخصوصا محل كردها دانستهاند و گاه آن را جمع بسته و به صورت « رموم » ، « زموم » و « رمومات » آوردهاند . « 3 » واژهشناسى : كرچان از دو جزء « كر + چان » تركيب يافته جزء « كر » به معناى قنات است ، يعنى همان كه در نامواژهء « كرزم » نيز داشتيم و جزء دوم « چان » صورت ديگرى از « گان » است و مىدانيم كه حرف « گاف » فارسى اكثر به « چ » تبديل مىشود ( چون - گون ) « 4 » و اين
--> ( 1 ) - برحسب تحقيقى كه از اهل محل به عمل آمد اين نامواژه امروز با كسر حرف اول « كر » خوانده مىشود . ولى به دليل متنوع بودن تلفظات گويشها تغييراتى در معناى آن حاصل نمىشود . اصلا در زبان فارسى بسيار است لغاتى كه با دو تلفظ خوانده مىشود . براى منابع رجوع كنيد به مقدمهء شاهنامه ، چاپ و تصحيح آقاى مصطفى جيحونى ، ص 147 تا 153 . ( 2 ) - ن . ك . به : اين نامواژه در همين فرهنگ . ( 3 ) - ن . ك . به : مسالك و ممالك اصطخرى ، چاپ انتشارات علمى و فرهنگى ، ص 96 و فارسنامه ابن بلخى ، چاپ تهران ، دنياى كتاب ، ص 168 . و المسالك و الممالك ابن خردادبه ، ترجمهء قرهچانلو ، ص 47 ، زحمت مراجعه به متون قديم را در اين مورد دوست فاضل گرامى آقاى حشمت الله انتخابى تقبل نمودهاند از اهتمام و لطف ايشان نهايت تشكر را دارم . ( 4 ) - لغتنامه ، فاتحهء حرف « گ » .